فرزند آفتابـــ و زمینــ و نسیمـــ و آبـــ
یکــ ذره بود،اما
جانــ بود
نبضــ بود
نفســ بود
قلبشــ به خونــ سبز طبیعتــ نمی تپید
نبضشــ به خونــ سرخ تر از لاله می جهید
![]()
فرزند آفتابــ و زمینــ و نسیمــ و آبــ
در قرنــ های دور
افراشتـــ روی خاکـــ،لوای حیاتـــ را
تا قرنـــ های بعد
آرد به زیر پا
همه ی کائناتــ را
برچسب: فرزند آفتاب و سالهای خاکستر,
نویسنده: نیکان میرزاپور